سلام دوستان خوبم
امیدوارم حالتون خوب باشه
امروز اومدم فقط بهتون بگم که ممکنه دیگه هیچ وقت آپ نکنم
پس

همگی
براتون آرزوی موفقیت می کنم![]()





این وبلاگ






باچه زبونی بگم

چطوربگم

از طرف عاشقت :







وای بچه ها من یه سال بزرگتر شدم
شدم ۱۹ ساله
وای امروز تولد منه!!
خيلی قشنگه نه؟ روزای تولد خيلی خوبن! البته اگه فرداش امتحان نداشته باشی
چی کار کنيم ديگه!!
ولی خيلی روز خوبيه! می خوام ببينم که کی ها به يادم هستن! 
آره خلاصه من نمیدونم آدم یه روزه عاقل می شه یا بزرگ می شه!

وای مثل اينکه خيلی چرت و پرت گفتم!
نمی دونم چی بگم. فقط از همتون خيلی خيلی ممنونم که دوستای خوبی برام بودين و هستين!
تولدم مبارک![]()

نمی دونم چرا هر چی می گذره تو بیشتر تو در دل من جای می گیری ولی نمی دونم چرا نمی تونم این احساس رو بروز کنم چون هر وقت می بینمت چنان محو رخت می شوم که همه ی بدنم و احساسم میشه چشم. و فقط به تو نگاه می کنه .نه نه فکر نکن من عشق رو با هوس اشتباه گرفتم. نه تو برای من مظهر زیبایی هستی که معشوق واقعی به من عطا کرده و تو برای من یک هدیه از طرف منبع عشق هستی.
تو اگه بخوای فقط با یک نگاه من برات خورشیدو آتیش می زنم
یه روزی دلم اگه تو رو نخواد من اونو از توی سینه میکنم
تو رو به خود خدا به تموم این شبا تو رو جوونه رازقی
به نماز عاشقی قسمت میدم از عشقم نگذری
امشب غریب تر از همیشه برایت مینویسم چقدر دل تنگیهایم را برایت بگویم ازاین ترانه ی غمگین خسته شده ام بار ها دعا کردم که بتوانم فراموشت کنم ولی انگار هرگز دوریت را باور نخواهم کرد بارها حرف های دلم را بر روی کاغذ نوشتم و نوشتم که فراموشت خواهم کرد ولی باز نتوانستم بارها خاطراتم را خط زدم نوشته هایم را پاره کردم و خود را از آنچه به تو نزدیک می کرد دور کردم حتی...حتی گاهی نامت را فراموش کردم!!!!! ولی باز از دلم دور نشدی و باز امشب غریب تر از همیشه نامه ی دل تنگیم را برایت می نویسم...کاش میدانستی چقدر تنها هستم...کاش اشکهایم را میدیدی کاش از روی ترحم هم شده یک بار فقط یک بار نگاه مهربانت را به من میدادی ...ولی فاصله ها میان من و تو زیاد است ..نازنینم نگرانم نه از اینکه از من دور شوی از این نگرانم که هیچوقت ندانی که چقدر دوستت دارم ...نازنینم بدان که هیچ وقت آنچه در دلم از تو مانده را نمی توانم بیرون کنم و با ز هم از عشقم برایت مینویسم با خاطراتت زندگی میکنم با خیالت لا لایی شبم را میخوانم و با آرزویت خواهم مرد!!!!!!!!!
سال نو و فرارسيدن عيد نوروز را خدمت يكايک دوستان عزيزم و بازديدكنندگان وبلاگم تبريک عرض مينمايم و اميدوارم سال آينده سالي سرشار از سلامتي و شادي و موفقيت براي يكايک شما عزيزان بوده و هميشه در سال جديد سفره هايتان پر نعمت ، تنتان سالم ، دلتان شاد و لبتان خندان باشد.
اميدوارم در سال جديد به موفقيتهاي بزرگتري دست پيدا كنيد و به تمامي آرزوهاي خوب خود برسيد.
لطفا صميمانه ترين تبريكات و آرزوهاي مرا بپذيريد.

تنها شاهد اشک های شبانه ام
همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا
فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند
همیشه بالش سکوت را زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم
تا کسی صدایم را نشنود اما توتو که از گریه های پنهانی من با خبری
چه کنم گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو رادر غربت ترانه هایم پر می کند
گریه کن دلم میدونم اون دیگه هیچ وقت نمیاد
رفته و واسش مهم نیس چه به روز من میاد
ببین چقد تنها شدم تو خونه بی کسیام
یکی نیس با من بباره به پای این بی کسیام
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی

گریه هام دسته خودم نیس دله من شکسته دنیا
دستایه جدایی عشق خط کشیدن میون ما
طاقت موندن ندارم این نفسای آخره
بگین بیاد که عاشقش واسه اون در به دره
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی
میدونی عزیزم !
وقتي دلم برات تنگ
ميشه .. گريم مي گيره.
به آينه نگاه مي کنم .توي چشماي خيسم تو رو مي بينم که داري بهم لبخند مي زني.
همين نگاهته که که نمي زاره حضور مهربونت رو فراموش کنم .
حالا دلم برايت تنگ شده .
دلتنگيم دروغ نيست.
اشکام بي بهونه نيست.
لحظه هام بازم بهونتو مي گيرند.
آنقدر صبر کردم که ديگه انتظار رو از رو بردم .
دوست دارم اشکهايي رو که براي تواند!
نگاهي رو که عاشق توست!
تمام لحظه هايي رو که منتظر تواند دوست دارم!
آخه چی میشد ما به هم می رسیدیم
آخه چی می شد پیشم بودی.. باهام بودی
تمام لحظات زندگیم انتظار تو را میکشند
آخه اينجا يه قلبي به شوق دوباره ديدن تو زندگي مي کنه....

