حرف های دل دیوونه ی من !
تنها شاهد اشک های شبانه ام
همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا
فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند
همیشه بالش سکوت را زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم
تا کسی صدایم را نشنود اما توتو که از گریه های پنهانی من با خبری
چه کنم گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو رادر غربت ترانه هایم پر می کند
